صفتAdjektiv
bedauernswert
| bedauernswert | bedauernswerter | am bedauernswertesten |
معانی
1. رقتانگیز، ترحمبرانگیز؛ مایهیِ تأسف (دربارهیِ کسی یا وضعیتی)بیشتر▾
• Der bedauernswerte Mann hatte bei dem Unglück alles verloren.آن مردِ ترحمبرانگیز در آن حادثه همهچیز را از دست داده بود.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
