صفتAdjektiv
bedeckt
معانی
1. (هوا/آسمان) ابری؛ پوشیده از ابربیشتر▾
• Es war ein kühler, bedeckter Morgen.صبحِ سرد و ابریای بود.
2. (دربارهٔ صدا، بهویژه در آواز) گرفته، خشدار و ناصافبیشتر▾
• Ihre Stimme klang an diesem Abend seltsam bedeckt.صدایِ او آن شب بهطورِ عجیبی گرفته و ناصاف بود.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
