صفتAdjektiv
bedeutsam
| bedeutsam | bedeutsamer | am bedeutsamsten |
معانی
1. مهم و اثرگذار (بهویژه برایِ آینده)؛ حائزِ اهمیتبیشتر▾
• Die Stelle im Wald ist für dich bedeutsam.آن نقطه در جنگل برایِ تو حائزِ اهمیت است.
2. پرمعنا، معنادار؛ گویابیشتر▾
• Sie sahen einander bedeutsam an.آنها معنادار به هم نگاه کردند.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
