اسمNomen

Beichte

die
جمع: Beichten
ملکی: Beichte

معانی

• Er ging zur Beichte und legte dem Priester seine Sünden ab.او به اعتراف رفت و گناهانش را نزد کشیش بازگو کرد.
• Ich muss dir eine Beichte ablegen.باید چیزی را به تو اعتراف کنم.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی