حرفاضافهPräposition
beiderseits
[ˈbaɪ̯dɐˌzaɪ̯ʦ]
معانی
1. در هر دو طرف (چیزی).بیشتر▾
• Beiderseits der Grenze werden hier seit dem 12. Jahrhundert Metalle abgebaut.در هر دو طرف مرز، از قرن دوازدهم فلزات استخراج میشود.
قیدقید مکان(Lokaladverb)
معنیِ قیدی
1. از دو سو، از هر دو طرف (بدون مکمل اسمی).بیشتر▾
• Man achtet beiderseits auf die guten Beziehungen.از هر دو طرف به روابط خوب توجه میشود.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
