اسمNomen

Beifahrer

der/[ˈbaɪ̯faːʀɐ]
جمع: Beifahrer
ملکی: Beifahrers

معانی

• Er saß als Beifahrer neben dem Fahrer.او به‌عنوان سرنشین کنار راننده نشسته بود.
• Als Beifahrer erfahrener Piloten kann man die Bahn hinunterrasen.می‌توان به‌عنوان سرنشین کنار راننده‌های باتجربه از مسیر سُر خورد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی