اسمNomen

Beihilfe

die/[ˈbaɪ̯hɪlfə]
جمع: Beihilfen
ملکی: Beihilfe

معانی

• Der Staat zahlt den Beamten einen Teil der Gesundheitskosten als Beihilfe.دولت بخشی از هزینه‌های درمانی کارمندان را به‌صورت یارانه پرداخت می‌کند.
• Er wurde wegen Beihilfe zum Betrug angeklagt.او به‌خاطر معاونت در کلاهبرداری متهم شد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی