قید مکانLokaladverb
beiseite
معانی
1. بهکناری، دور از مسیر (همراه با فعلِ حرکتی).بیشتر▾
• Erschrocken legte er das Buch beiseite.او با ترس کتاب را کنار گذاشت.
2. (نادر) در کناری، جدا از دیگران (بدونِ حرکت).بیشتر▾
• Er hielt sich stets beiseite.او همیشه خودش را کنار میکشید.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
