اسمNomen

Beispiel

das/[ˈbaɪ̯ʃpiːl]
جمع: Beispiele
ملکی: Beispiel(e)s

معانی

• Er nannte ein anschauliches Beispiel für sein Problem.او نمونه‌ای روشن برای مشکلش ذکر کرد.
• Seine Tat ist allen Menschen ein leuchtendes Beispiel.کارِ او الگویی درخشان برای همه‌ی مردم است.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی