اسمNomen

Bekenntnis

das/[bəˈkɛntnɪs]
جمع: Bekenntnisse
ملکی: Bekenntnisses

معانی

• Er legte ein aufrichtiges Bekenntnis seines Unrechts ab.او اعترافِ صادقانه‌ای به خطای خود کرد.
• Die Versammlung legte ein klares Bekenntnis zur Demokratie ab.مجمع اعلامیه‌ی روشنی برایِ حمایت از دموکراسی صادر کرد.
• Das evangelische und das katholische Bekenntnis unterscheiden sich in einigen Riten.مذهبِ پروتستان و کاتولیک در برخی آیین‌ها با هم تفاوت دارند.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی