فعلVerb

belagern

[bəˈlaːgɐn]

معانی

پیشوندِ جدانشدنی
• Die Truppen belagerten die Festung wochenlang.نیروها هفته‌ها قلعه را محاصره کردند.
پیشوندِ جدانشدنی
• Journalisten belagern den ausländischen Gast.خبرنگاران دور مهمان خارجی را گرفته‌اند.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی