فعلVerb
belagern
[bəˈlaːgɐn]
معانی
1. با استقرار نیرو، شهر یا قلعهای را برای تصرف محاصره کردنbelagern+akk.بیشتر▾
پیشوندِ جدانشدنی
• Die Truppen belagerten die Festung wochenlang.نیروها هفتهها قلعه را محاصره کردند.
2. (عامیانه، استعاری) اطراف کسی یا چیزی را احاطه کردن، دور آن تجمع کردنbelagern+akk.بیشتر▾
پیشوندِ جدانشدنی
• Journalisten belagern den ausländischen Gast.خبرنگاران دور مهمان خارجی را گرفتهاند.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
