فعلVerb

belangen

[bəˈlaŋən]

معانی

پیشوندِ جدانشدنی
• Man wird den Schuldigen gerichtlich belangen.مقصر را قضایی تحت پیگرد قرار خواهند داد.
پیشوندِ جدانشدنی
• Man kann die Zeitung für die Unrichtigkeit der Nachricht belangen.می‌توان روزنامه را به‌خاطر نادرستی خبر پاسخگو کرد.
پیشوندِ جدانشدنی
• Was ihn belangt, so muss man Rücksicht auf ihn nehmen.تا آنجا که به او مربوط می‌شود، باید ملاحظه‌ی او را کرد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی