فعلVerb

belästigen

معانی

پیشوندِ جدانشدنی
• Es tut mir leid, Sie mit dieser Angelegenheit belästigen zu müssen.متاسفم که باید شما را با این موضوع اذیت کنم.
پیشوندِ جدانشدنی
• Er belästigt sie mit zudringlichen Fragen.او با پرسش‌های سرزده‌اش او را اذیت می‌کند.
پیشوندِ جدانشدنی
• Er belästigte sie fortwährend in ungebührlicher Weise.او پیوسته به شیوه‌ی ناشایستی مزاحم او می‌شد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی