فعلVerb
belegen
[bəˈleːgn̩]
معانی
1. سطحی را با چیزی پوشاندنbelegen+akk.بیشتر▾
پیشوندِ جدانشدنی
• Man belegt den Fußboden mit Fliesen.کف را با کاشی میپوشانند.
2. (استعاری) مجازاتی بر کسی تحمیل کردنbelegen+akk.بیشتر▾
پیشوندِ جدانشدنی
• Man belegt jemanden mit einer Strafe.کسی را به مجازاتی محکوم میکنند.
3. جایی را کاملاً پُر یا اشغال کردنbelegen+akk.بیشتر▾
پیشوندِ جدانشدنی
• Das Krankenhaus ist voll belegt.بیمارستان به طور کامل پر شده است.
4. جایی را برای خود رزرو کردنbelegen+akk.بیشتر▾
پیشوندِ جدانشدنی
• Sie belegt den Sitzplatz mit einem Kleidungsstück.او با یک تکه لباس صندلی را برای خود نگه میدارد.
5. ادعایی را با سند مکتوب اثبات کردنbelegen+akk.بیشتر▾
پیشوندِ جدانشدنی
• Man belegt eine Behauptung mit einem Schriftstück.ادعایی را با یک سند مکتوب ثابت میکنند.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
