فعلVerb

beleidigen

معانی

پیشوندِ جدانشدنی
• Man darf jemanden nicht persönlich beleidigen.نباید کسی را شخصاً توهین کرد.
پیشوندِ جدانشدنی
• Ein unschöner Anblick beleidigt das Auge.یک منظره‌ی زشت چشم را آزار می‌دهد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی