فعلVerb
beleuchten
معانی
1. نور را به روی چیزی یا کسی افتاندنbeleuchten+akk.بیشتر▾
پیشوندِ جدانشدنی
• Man beleuchtet die Bühne mit Scheinwerfern.صحنه را با نورافکن روشن میکنند.
2. فضایی را روشن کردنbeleuchten+akk.بیشتر▾
پیشوندِ جدانشدنی
• Man beleuchtet einen Raum.اتاقی را روشن میکنند.
3. (استعاری) موضوعی را بررسی و از جهات مختلف روشن کردنbeleuchten+akk.بیشتر▾
پیشوندِ جدانشدنی
• Man beleuchtet ein Thema von allen Seiten.موضوعی را از همهی جهات بررسی میکنند.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
