فعلVerb

beleuchten

معانی

پیشوندِ جدانشدنی
• Man beleuchtet die Bühne mit Scheinwerfern.صحنه را با نورافکن روشن می‌کنند.
پیشوندِ جدانشدنی
• Man beleuchtet einen Raum.اتاقی را روشن می‌کنند.
پیشوندِ جدانشدنی
• Man beleuchtet ein Thema von allen Seiten.موضوعی را از همه‌ی جهات بررسی می‌کنند.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی