فعلVerb
belohnen
معانی
1. از کسی با چیزی بهعنوان پاداش سپاسگزاری کردنbelohnen+akk.بیشتر▾
پیشوندِ جدانشدنی
• Die besten Schüler wurden mit einem Theaterbesuch belohnt.بهترین شاگردان با رفتن به تئاتر پاداش گرفتند.
2. چیزی را با چیز دیگری جبران کردن، تلاش را با نتیجه پاداش دادنbelohnen+akk.بیشتر▾
پیشوندِ جدانشدنی
• Seine Mühe wurde durch den Erfolg belohnt.زحمت او با موفقیت پاداش داده شد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
