فعلVerb

belustigen

معانی

پیشوندِ جدانشدنی
• Der Clown belustigt das Publikum.دلقک تماشاگران را می‌خنداند.
پیشوندِ جدانشدنی
• Man belustigt sich über jemandes unnatürliches Gebaren.از رفتار غیرعادی کسی به تمسخر می‌پردازند.
پیشوندِ جدانشدنی
• Sie belustigen sich beim Tanz.آن‌ها با رقص خود را سرگرم می‌کنند.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی