فعلVerb

bemitleiden

معانی

پیشوندِ جدانشدنی
• Man bemitleidet einen Kranken.نسبت به یک بیمار احساس دلسوزی می‌کنند.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی