فعلVerb

bemühen

معانی

پیشوندِ جدانشدنی
• Er bemüht sich ehrlich und nach Kräften.او صادقانه و با تمام توان خود تلاش می‌کند.
پیشوندِ جدانشدنی
• Sie bemühte sich rührend um das Kind.او با دلسوزی از کودک نگهداری کرد.
پیشوندِ جدانشدنی
• Er war ein netter junger Mann, der sich sehr um sie bemühte.او مرد جوان مهربانی بود که خیلی سعی می‌کرد دل او را به دست آورد.
پیشوندِ جدانشدنی
• Wollen Sie sich bitte ins Nebenzimmer bemühen.لطفاً به اتاق مجاور تشریف ببرید.
پیشوندِ جدانشدنی
• Ich möchte die Damen nicht bemühen.نمی‌خواهم خانم‌ها را به زحمت بیندازم.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی