صفتAdjektiv
benommen
[bəˈnɔmən]
| benommen | benommener | am benommensten |
معانی
1. کمی بیحس و سرگشته، از فشار حس یا احساسی مانند تب یا ترسبیشتر▾
• Er war vom Fieber ganz benommen.او از تب کاملاً بیحس شده بود.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
