فعلVerb
benutzen
معانی
1. چیزی را برای خود قابلاستفاده کردن؛ استفاده کردنbenutzen+akk.بیشتر▾
پیشوندِ جدانشدنی
• Man benutzt die Straßenbahn.از تراموا استفاده میکنند.
2. چیزی یا کسی را بهعنوان وسیلهای برای هدفی به کار بردنbenutzen+akk.بیشتر▾
پیشوندِ جدانشدنی
• Man benutzt einen Hafen als Umschlagplatz.از یک بندر بهعنوان محل انتقال بار استفاده میکنند.
3. از فرصت یا شرایط مناسب بهرهبرداری کردنbenutzen+akk.بیشتر▾
پیشوندِ جدانشدنی
• Man benutzt die Gelegenheit, um etwas zu sagen.از فرصت استفاده میکنند تا چیزی بگویند.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
