فعلVerb

berechnen

معانی

پیشوندِ جدانشدنی
• Man berechnet die Kosten und Zinsen.هزینه‌ها و بهره‌ها را محاسبه می‌کنند.
پیشوندِ جدانشدنی
• Er berechnete ihm keinen hohen Preis.او قیمت زیادی از او نگرفت.
پیشوندِ جدانشدنی
• Das Auftreten des Schauspielers war ganz auf Wirkung berechnet.حضور بازیگر کاملاً برای تأثیرگذاری برنامه‌ریزی شده بود.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی