فعلVerb
berechtigen
معانی
1. به کسی حق یا اختیار انجام کاری دادنberechtigenzu+dat.بیشتر▾
پیشوندِ جدانشدنی
• Der Fahrschein berechtigt zur Benutzung der U-Bahn.بلیت حق استفاده از مترو را میدهد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
