صفتAdjektiv
beredt
| beredt | beredter | am beredtesten |
معانی
1. دارای بیانی روان و رسا؛ فصیح در سخنگفتنبیشتر▾
• Er trat mit beredten Worten für seinen Freund ein.او با کلامی رسا از دوستش دفاع کرد.
2. (مجازی) رسا و معنادار؛ که بدون کلام هم پیام را میرساندبیشتر▾
• Ihr Schweigen war beredt.سکوتش بسیار معنادار بود.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
