صفتAdjektiv
bereit
[bəˈʀaɪ̯t]
| bereit | bereiter | am bereitesten |
معانی
1. آماده یا مهیا برای چیزیبیشتر▾
• Alles war bereit für die Premiere und dann kam die Absage.همهچیز برای نخستین اجرا آماده بود و سپس لغو آن اعلام شد.
2. مصمم یا مایل به انجام کاریبیشتر▾
• Grundsätzlich sei die Partei bereit zu einer Fortführung der Koalition.این حزب اساساً مایل به ادامهی ائتلاف است.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
