اسمNomen

Bereitschaft

die/[bəˈʀaɪ̯tʃaft]
جمع: Bereitschaften
ملکی: Bereitschaft

معانی

• Den syrischen Parteien mangelt es an Bereitschaft, nach einer friedlichen Lösung zu suchen.طرف‌های سوری فاقد آمادگی برای جست‌وجوی راه‌حلی مسالمت‌آمیز هستند.
• Eine Bereitschaft der Polizei wurde zum Einsatzort geschickt.یک واحد آماده‌به‌خدمت پلیس به محل حادثه فرستاده شد.
• Zehn Leute haben von 10 bis mindestens 19 Uhr Bereitschaft.ده نفر از ساعت ۱۰ تا حداقل ۱۹ کشیک دارند.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی