صفتAdjektiv

beruflich

معانی

• Aus beruflichen Gründen musste er plötzlich verreisen.او به‌دلایلِ شغلی ناگهان مجبور به سفر شد.
قیدقید حالت(Modaladverb)

معنیِ قیدی

• Wir sind beruflich stark beansprucht.ما از نظرِ شغلی به‌شدت مشغول هستیم.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی