اسمNomen
Berufung
die
جمع: Berufungen
ملکی: Berufung
معانی
1. پیشنهاد یا انتصاب به مقامی مهم و مسئولیتآفرینبیشتر▾
• An den jungen Gelehrten erging eine Berufung als Professor.به آن دانشمندِ جوان انتصابی بهعنوانِ استاد پیشنهاد شد.
2. احساسِ درونیِ رسالت یا سرنوشتِ زندگی؛ ندای درونیبیشتر▾
• Wir sehen in unserem Beruf nicht nur den Gelderwerb, sondern auch unsere Berufung.ما در شغلِ خود نهفقط کسبِ درآمد، بلکه رسالتِ زندگیمان را نیز میبینیم.
3. استناد یا ارجاع به چیزی بهعنوانِ دلیلبیشتر▾
• Unter Berufung auf euer gegebenes Wort fordere ich Gerechtigkeit.با استناد به قولی که دادهاید، من عدالت را میخواهم.
4. (حقوقی) درخواستِ تجدیدنظر نسبت به رأیِ دادگاهِ بدویبیشتر▾
• Der Anwalt legte gegen das Urteil Berufung ein.وکیل نسبت به آن رأی درخواستِ تجدیدنظر داد.
5. (قدیمی) فراخوانی یا دعوت به تشکیلِ جمعیبیشتر▾
• Die Berufung eines Kongresses wurde beschlossen.برگزاریِ یک کنگره تصویب شد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
