اسمNomen

Berufung

die
جمع: Berufungen
ملکی: Berufung

معانی

• An den jungen Gelehrten erging eine Berufung als Professor.به آن دانشمندِ جوان انتصابی به‌عنوانِ استاد پیشنهاد شد.
• Wir sehen in unserem Beruf nicht nur den Gelderwerb, sondern auch unsere Berufung.ما در شغلِ خود نه‌فقط کسبِ درآمد، بلکه رسالتِ زندگی‌مان را نیز می‌بینیم.
• Unter Berufung auf euer gegebenes Wort fordere ich Gerechtigkeit.با استناد به قولی که داده‌اید، من عدالت را می‌خواهم.
• Der Anwalt legte gegen das Urteil Berufung ein.وکیل نسبت به آن رأی درخواستِ تجدیدنظر داد.
• Die Berufung eines Kongresses wurde beschlossen.برگزاریِ یک کنگره تصویب شد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی