اسمNomen

Beruhigungsmittel

das/[bəˈʀuːɪɡʊŋsˌmɪtl̩]
جمع: Beruhigungsmittel
ملکی: Beruhigungsmittels

معانی

• Die Zahl der verschriebenen Beruhigungsmittel mit hohem Suchtpotenzial ging deutlich zurück.تعدادِ آرام‌بخش‌های تجویزشده با پتانسیلِ بالای اعتیادآوری به‌طور قابل‌توجهی کاهش یافت.
• Die Ankündigung wirkte wie ein Beruhigungsmittel für die verunsicherten Anleger.این اعلامیه همچون آرام‌بخشی برای سرمایه‌گذارانِ نگران عمل کرد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی