صفتAdjektiv
berühmt
| berühmt | berühmter | am berühmtesten |
معانی
1. بهخاطرِ دستاورد یا کاری شناختهشده و مورد احترام؛ مشهوربیشتر▾
• Der Dresdner Kreuzchor ist weit über seine Heimat hinaus berühmt.کُرِ کلیسای درسدن فراتر از سرزمینِ خود نیز مشهور است.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
