اسمNomen
Berührung
die
جمع: Berührungen
ملکی: Berührung
معانی
1. تماسِ فیزیکی با چیزی؛ لمسبیشتر▾
• Bei der leisesten Berührung zuckte das Kind zusammen.با کوچکترین تماسی، کودک از جا پرید.
2. ارتباط یا تماس با کسیبیشتر▾
• Er blieb mit seinen alten Freunden in Berührung.او با دوستانِ قدیمیِ خود در ارتباط باقی ماند.
3. اشاره یا مطرحکردنِ موضوعیبیشتر▾
• Die Berührung dieses Themas war ihm peinlich.مطرحکردنِ این موضوع برایش خجالتآور بود.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
