اسمNomen

Beschäftigung

die/[bəˈʃɛftɪgʊŋ]
جمع: Beschäftigungen
ملکی: Beschäftigung

معانی

• Die alltäglichen Beschäftigungen von Vögeln sind faszinierend.فعالیت‌های روزمره‌ی پرندگان شگفت‌انگیز است.
• Die intensive Beschäftigung mit dem Text half beim Verständnis.پرداختنِ فشرده به متن به درکِ آن کمک کرد.
• Geringfügige Beschäftigungen dürfen höchstens 520 Euro monatlich einbringen.اشتغال‌های کم‌ساعت نباید بیش از پانصدوبیست یورو در ماه درآمد داشته باشند.
• Die Regierung will die Beschäftigung ankurbeln.دولت می‌خواهد اشتغال را تحریک کند.
• Die Beschäftigung von Ausländern nahm zu.استخدامِ اتباعِ خارجی افزایش یافت.
• Für Beschäftigung der Kinder wird gesorgt.برای مشغول‌نگه‌داشتنِ کودکان تدارکاتی دیده می‌شود.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی