اسمNomen
Beschäftigung
die/[bəˈʃɛftɪgʊŋ]
جمع: Beschäftigungen
ملکی: Beschäftigung
معانی
1. فعالیتی در حوزهی معینبیشتر▾
• Die alltäglichen Beschäftigungen von Vögeln sind faszinierend.فعالیتهای روزمرهی پرندگان شگفتانگیز است.
2. پرداختن (بهویژه فکری) به موضوعیبیشتر▾
• Die intensive Beschäftigung mit dem Text half beim Verständnis.پرداختنِ فشرده به متن به درکِ آن کمک کرد.
3. اشتغال بهعنوانِ کارمندبیشتر▾
• Geringfügige Beschäftigungen dürfen höchstens 520 Euro monatlich einbringen.اشتغالهای کمساعت نباید بیش از پانصدوبیست یورو در ماه درآمد داشته باشند.
4. میزانِ اشتغال در یک بخش یا منطقهبیشتر▾
• Die Regierung will die Beschäftigung ankurbeln.دولت میخواهد اشتغال را تحریک کند.
5. استخدامِ کارگرانبیشتر▾
• Die Beschäftigung von Ausländern nahm zu.استخدامِ اتباعِ خارجی افزایش یافت.
6. مشغولنگهداشتنِ کسی؛ سرگرمکردنبیشتر▾
• Für Beschäftigung der Kinder wird gesorgt.برای مشغولنگهداشتنِ کودکان تدارکاتی دیده میشود.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
