اسمNomen
Beschlag
der
جمع: Beschläge
ملکی: Beschlag(e)s
معانی
1. قطعاتِ فلزیِ نگهدارنده، تزئینی یا محافظ روی در، پنجره یا اثاثیه؛ یراقبیشتر▾
• Der Beschlag an Fenstern und Türen wurde erneuert.یراقِ پنجرهها و درها نوسازی شد.
2. نعلِ اسببیشتر▾
• Ein guter Beschlag ist für das Pferd wichtig.نعلِ خوب برای اسب مهم است.
3. (اصطلاحِ شکار) جفتگیریِ گونههای سُمدارِ وحشیبیشتر▾
• Der Beschlag des Rotwildes findet im Herbst statt.جفتگیریِ گوزنِ سرخ در پاییز رخ میدهد.
4. (اصطلاح) تصاحبِ کامل یا اشغالِ چیزی توسط کسیبیشتر▾
• Das Kind nahm die Mutter ganz in Beschlag.کودک مادر را کاملاً به خود مشغول کرد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
