اسمNomen
Beschleunigung
die
جمع: Beschleunigungen
ملکی: der Beschleunigung
معانی
1. تندترشدنِ چیزی، سریعتر شدنبیشتر▾
• Die Beschleunigung des Pulses war ein Zeichen seiner Aufregung.تندشدنِ نبضِ او نشانهیِ هیجانش بود.
2. (در فیزیک) تغییرِ سرعتِ جسمی از نظرِ مقدار یا جهتبیشتر▾
• Der Pilot eines Düsenflugzeugs muss hohe Beschleunigungen aushalten können.خلبانِ یک جتِ جنگی باید بتواند شتابهایِ بالا را تحمل کند.
3. تسریعکردنِ روندِ چیزی، سریعتر پیشبردنِ کاریبیشتر▾
• Die Beschleunigung des Bautempos war das Ziel der neuen Maßnahmen.تسریعِ سرعتِ ساختوساز هدفِ تدابیرِ جدید بود.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
