Blick
معانی
1. نگاه؛ نگریستن، نگاه کردن در زمانی محدودder Blickبیشتر▾
2. نگاه کوتاه، نظر سریعder Blickبیشتر▾
3. منظره، چشمانداز؛ آنچه چشم رو به بیرون میتواند ببیندder Blickبیشتر▾
4. حالت چشم، نگاه (فقط مفرد)؛ بیان چشمهاder Blickبیشتر▾
5. قضاوت، بصیرت؛ تشخیص و درک (بیشتر مفرد)der Blickبیشتر▾
6. سفیدماهی، ماهی برم (مترادف Blei؛ نوعی ماهی آب شیرین)die Blickبیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
