اسمNomen
Brot
das
جمع: Brote
ملکی: Brot(e)s
معانی
1. نان؛ فرآوردهی پختهی سیرکننده و ارزان که از آرد چاودار و خمیرترش یا مخمر ساخته و بهصورت برش خورده میشود و غذای اصلی بسیاری از مردم استبیشتر▾
• Ich muss noch Brot kaufen.من هنوز باید نان بخرم.
2. (گویشی، محاورهای) ساندویچ؛ برش نان آمادهشده با مواد روی آنبیشتر▾
• Ich habe meine Brote liegen lassen.من ساندویچهایم را جا گذاشتم.
3. (محاورهای، مجازی) نان؛ معاش، درآمد زندگیبیشتر▾
• Er hat sich ehrlich sein Brot verdient.او نانش را با درستی به دست آورده است.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
