اسمNomen

Butter

die/[ˈbʊtɐ]
ملکی: Butter

معانی

• Butter und Käse dürfen auf dem Abendbrottisch nicht fehlen.کره و پنیر نباید روی سفره‌ی شام کم باشند.
• Beim ersten Wiedersehen war natürlich alles in schönster Butter gewesen.در نخستین دیدار دوباره، طبیعتاً همه‌چیز عالی و مرتب بود.
• Das Reichswehrministerium hatte Butter auf dem Kopf.وزارت دفاع وجدان ناآسوده داشت.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی