اسمNomen
Butter
die/[ˈbʊtɐ]
ملکی: Butter
معانی
1. کره؛ چربی زردرنگی که از شیر گرفته میشود و غذا به شمار میآید؛ فقط مفرد (در جنوب آلمان و سوئیس: der Butter)بیشتر▾
• Butter und Käse dürfen auf dem Abendbrottisch nicht fehlen.کره و پنیر نباید روی سفرهی شام کم باشند.
2. (مجازی) alles in Butter: همهچیز مرتب و رو به راه؛ (محاورهای) wie Butter: نرم و رامبیشتر▾
• Beim ersten Wiedersehen war natürlich alles in schönster Butter gewesen.در نخستین دیدار دوباره، طبیعتاً همهچیز عالی و مرتب بود.
3. (کنایی، گویشی، بهویژه در اتریش) Butter auf dem Kopf haben: وجدان ناآسوده داشتنبیشتر▾
• Das Reichswehrministerium hatte Butter auf dem Kopf.وزارت دفاع وجدان ناآسوده داشت.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
