اسمNomen

Cousine

die/[kuˈziːnə]
جمع: Cousinen
ملکی: der Cousine

معانی

• Ich freute mich, mal wieder von meiner Cousine zu hören.خوشحال شدم که دوباره از دخترعمویم خبر شنیدم.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی