صفتAdjektiv

deutsch

[dɔɪ̯ʧ]
deutschdeutscheram deutschesten

معانی

• Er interessiert sich sehr für die deutsche Geschichte und Kultur.او علاقه‌یِ زیادی به تاریخ و فرهنگِ آلمان دارد.
قیدقید حالت(Modaladverb)

معنیِ قیدی

• Sprechen Sie bitte deutsch mit mir.لطفاً با من آلمانی صحبت کنید.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی