قید مکانLokaladverb
dorthin
معانی
1. به آنجا؛ بهسوی جایی دورتر از گویندهبیشتر▾
• Wie kommt man am schnellsten dorthin?چطور سریعتر میتوان به آنجا رسید؟
2. (عامیانه، مجازی؛ dorthin, wo der Pfeffer wächst) جای دور، بسیار دور از اینجابیشتر▾
• Ich wünsche ihn dorthin, wo der Pfeffer wächst.او را به جای بسیار دوری میخواهم.
3. (مجازی؛ dorthin ist es gekommen) نتیجهی بد، ابراز تأسف یا وحشت از وضعی که پیش آمدهبیشتر▾
• Dorthin hat er es gebracht!کارش به آنجا کشیده است!
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




