فعلVerb
dürfen
Präsens: darf
Präteritum: durfte
Perfekt: hat gedurft
| Perfekt | Präteritum | Präsens | Pronomen |
|---|---|---|---|
| habe gedurft | durfte | darf | ich |
| hast gedurft | durftest | darfst | du |
| hat gedurft | durfte | darf | er/sie/es |
| haben gedurft | durften | dürfen | wir |
| habt gedurft | durftet | dürft | ihr |
| haben gedurft | durften | dürfen | sie/Sie |
معانی
1. اجازه داشتن، مجاز بودنبیشتر▾
• Du darfst dir davon nichts nehmen, ohne vorher zu fragen.تو بدون پرسیدن حق نداری از این چیزی برداری.
2. حق داشتن (فارغ از اجازهٔ بیرونی)بیشتر▾
• Du darfst stolz auf ihn sein.تو میتوانی به او افتخار کنی.
3. (در جملات منفی، مؤدبانه) نباید (خواهش یا درخواست)بیشتر▾
• Du darfst nicht danach fragen.لطفاً دربارهٔ آن نپرس.
4. (شکل dürfte) احتمالاً (ادعایی محتاطانه یا احتمال)بیشتر▾
• Morgen dürfte es Regen geben.فردا احتمالاً باران خواهد بارید.
5. (کهنه، نادر) نیاز داشتن، کافی بودنبیشتر▾
• Ich darf nur mal die Kinder allein lassen.کافی است یک لحظه بچهها را تنها بگذارم.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
