اسمNomen

Ehe

die/[ˈeːə]
جمع: Ehen
ملکی: der Ehe

معانی

• Und selbst bei der dritten Ehe schwören Brautleute sich noch ewige Liebe und Treue.و حتی در سومین ازدواج هم عروس و داماد هنوز به یکدیگر عشق و وفاداریِ ابدی سوگند می‌خورند.
• Viel wichtiger ist, wie beide, Mann und Frau, gemeinsam daran arbeiten können, ihr Verhältnis in der Ehe zu verbessern.بسیار مهم‌تر آن است که هر دو، زن و مرد، چگونه می‌توانند با هم برایِ بهتر کردنِ رابطه‌شان در ازدواج تلاش کنند.
• Seit 2017 können auch gleichgeschlechtliche Paare in Deutschland eine Ehe eingehen.از سالِ ۲۰۱۷ زوج‌هایِ هم‌جنس هم در آلمان می‌توانند ازدواج کنند.
• Nach der katholischen Lehre ist das Sakrament der Ehe unauflösbar.بر پایه‌یِ آموزه‌یِ کاتولیک، آیینِ مقدسِ ازدواج گسستنی نیست.
• Die milliardenschwere Ehe der beiden Konzerne ist gescheitert.ادغامِ میلیاردیِ آن دو کنسرن شکست خورد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی