صفتAdjektiv
eilig
| eilig | eiliger | am eiligsten |
معانی
1. عجول، شتابزده (در عجله)بیشتر▾
• Ich habe es eilig.من عجله دارم.
2. فوری، ضروریبیشتر▾
• Dieser Brief ist eilig.این نامه فوری است.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
