1صفتAdjektiv

einfach

[ˈaɪ̯nfaχ]
einfacheinfacheram einfachsten

معانی

• Ein einfacher Knoten hält das nicht.یک گرهٔ ساده این را نگه نمی‌دارد.
• Sie trägt einfache Kleidung.او لباس ساده می‌پوشد.
• Das ist ein einfacher Hebel.این یک اهرمِ ساده است.
• Das ist gar nicht so einfach.این اصلاً آن‌قدر آسان نیست.
2
پارتیکلPartikel
[ˈaɪ̯nfaχ]

معانی

ناتکیه‌دار و تأکیدی؛ برای تقویت گفته به کار می‌رود و مرتبه‌ای از معنی ندارد.
• Das wäre einfach wunderbar.این واقعاً شگفت‌انگیز می‌بود.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی