اسمNomen

Fisch

der/[fɪʃ]
جمع: Fische
ملکی: Fisch(e)s

معانی

• Ich esse überhaupt keinen Fisch, ich hasse das ganze Zeug aus dem Meer.من اصلاً ماهی نمی‌خورم، از همه‌ی این چیزهای دریایی متنفرم.
• Ich bin im Sternzeichen Fische geboren.من در برج حوت به دنیا آمده‌ام.
• Er hatte der Gestapo einige große Fische geliefert.او چند ماهی درشت (شخصیت مهم) را به گشتاپو تحویل داده بود.
• Faule Fische waren es mit seinen Kassen.وضع صندوق‌های او دروغ و فریب بود.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی