اسمNomen
Fisch
der/[fɪʃ]
جمع: Fische
ملکی: Fisch(e)s
معانی
1. ماهی؛ مهرهداری فلسدار و خونسرد که در آب زندگی میکند و کیسهی شنا، آبشش و باله داردبیشتر▾
• Ich esse überhaupt keinen Fisch, ich hasse das ganze Zeug aus dem Meer.من اصلاً ماهی نمیخورم، از همهی این چیزهای دریایی متنفرم.
2. (die Fische) برج حوت؛ صورت فلکی یا برج دوازدهم منطقهالبروج؛ فقط جمعبیشتر▾
• Ich bin im Sternzeichen Fische geboren.من در برج حوت به دنیا آمدهام.
3. (مجازی) ein großer Fisch: شخص مهم و صاحبنفوذ؛ ماهی درشتبیشتر▾
• Er hatte der Gestapo einige große Fische geliefert.او چند ماهی درشت (شخصیت مهم) را به گشتاپو تحویل داده بود.
4. (مجازی) faule Fische: دروغها، حرفهای بیپایه؛ جمعبیشتر▾
• Faule Fische waren es mit seinen Kassen.وضع صندوقهای او دروغ و فریب بود.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
