Flasche
معانی
1. بطری؛ ظرف بلند و باریک (اغلب شیشهای) برای مایعات که دهانهی باریک و معمولاً درپوش داردبیشتر▾
2. (کنایی) نوشیدنی درون بطری؛ اغلب بهعنوان واحد مقداربیشتر▾
3. (عامیانه، شوخی) eine Flasche köpfen: بطری (شراب) را باز کردن یا نوشیدنبیشتر▾
4. (عامیانه) zur Flasche greifen: مشروبخوار شدن؛ به الکل پناه بردنبیشتر▾
5. (عامیانه، دشنام) بیعرضه، ناتوان؛ آدمی که کاری از او برنمیآیدبیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
