اسمNomen

Flasche

die/[ˈflaʃə]
جمع: Flaschen
ملکی: Flasche

معانی

• Schon heute wird der Großteil der Dosen und Flaschen recycelt.هم‌اکنون هم بیشتر قوطی‌ها و بطری‌ها بازیافت می‌شوند.
• Ich bringe eine Flasche Wein mit.من یک بطری شراب با خودم می‌آورم.
• Das war ein guter Tag, heute köpfe ich eine Flasche Sekt.روز خوبی بود، امروز یک بطری شامپاین باز می‌کنم.
• Peters griff immer dann zur Flasche, wenn er sich einsam fühlte.پیترز هر وقت احساس تنهایی می‌کرد به مشروب پناه می‌برد.
• Die derzeitigen Lehrstellensucher sind doch nicht alles Flaschen!کسانی که اکنون دنبال کارآموزی‌اند که همه‌شان بی‌عرضه نیستند!

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی