اسمNomen

Foto

das / der/[ˈfoːto]

معانی

جمع: Fotosملکی: Fotos
• Immer wieder zücken Passanten ihre Handys für ein Foto.عابران بارها برای گرفتن عکس گوشی‌هایشان را درمی‌آورند.
جمع: Fotosملکی: Fotos
• Die Polizei versuchte ihm den Foto zu entreißen.پلیس سعی کرد دوربین را از او بگیرد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی