اسمNomen
Frau
die
جمع: Frauen
ملکی: Frau
معانی
1. زن؛ فردِ بزرگسالِ دارایِ جنسیتِ مؤنثبیشتر▾
• Diese Frau arbeitet als Ärztin in einem großen Krankenhaus.این زن بهعنوانِ پزشک در یک بیمارستانِ بزرگ کار میکند.
2. همسر؛ زنی که در رابطهیِ زناشویی یا تعهدآمیز با کسی استبیشتر▾
• Er stellte mir seine Frau vor.او همسرش را به من معرفی کرد.
3. خانم (عنوانِ مؤدبانه پیش از نام یا سمتِ زنانِ بزرگسال، فارغ از وضعیتِ تأهل)بیشتر▾
• Frau Müller kommt morgen zu Besuch.خانم مولر فردا به دیدار میآید.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
