اسمNomen
Freundin
die/[ˈfʀɔɪ̯ndɪn]
جمع: Freundinnen
ملکی: der Freundin
معانی
1. دوست (زن)، دوستِ صمیمی که رابطهیِ عاشقانه نداردبیشتر▾
• Meine allerbeste Freundin ist mit mir in den Kindergarten gegangen.بهترین دوستِ من با من به مهدکودک میرفت.
2. دوستدختر، زنی که با کسی رابطهیِ عاشقانه دارد (بدونِ ازدواج)بیشتر▾
• Von seiner Freundin hat er sich inzwischen getrennt.او در این فاصله از دوستدخترش جدا شده است.
3. (زنِ) علاقهمند یا هوادارِ چیزیبیشتر▾
• Ich bin eine große Freundin der Meinungs- und der Protestfreiheit.من هوادارِ بزرگِ آزادیِ بیان و آزادیِ اعتراض هستم.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
